تفاوت ریبوزوم های یوکاریوتی و پروکاریوتی و عوامل مهارکننده ی ریبوزوم ها

باکتری ها دارای ریبوزوم های کوچکتر(70S) از سلول های یوکاریوت (80S )هستند. ریبوزوم های باکتریایی از دو ساب یونیت (50S) و (30S) ساخته شده اند .این اعداد مربوط به سرعت رسوب گذاری آنها  (Sedimentation) است. آنتی بیوتیک هایی مثل اریترومایسین و تتراسایکلین برای حمله به باکتری، ریبوزوم ها را هدف قرار می دهند. اریترومایسین به ساب یونیت 50S اتصال می یابد و پروتئین سازی را مختل می کند، ولی تتراسایکلین سنتز پروتئین را در ساب یونیت 30S مهار می کند .

تشخیص مزه ی تندی چگونه است؟**

برای احساس مزه ی تندی, گیرنده ی چشایی روی زبان وجود ندارد. این مزه در واقع به دنبال تحریک گیرنده های درد, حس می شود.

آیا مغز ساقه گیاهان یک نوع بافت اصلی است؟**

 

در یک تقسیم بندی کلی, سه نوع بافت در هر اندام گیاهی وجود دارد: روپوستی, زمینه ای و آوندی. مغز ساقه بخشی از بافت زمینه ای است. بافت زمینه ای ممکن است فقط پوست باشد, مانند چیزی که در ریشه ی گیاهان دو لپه ای معمول است. ریشه ی گیاهان دو لپه ای معمولا فاقد مغز است. اما در بعضی مواقع بافت زمینه ای در دو قسمت مغز و پوست مشاهده می شود.این وضع به طور معمول در ساقه ی گیاهان تک لپه ای و گیاهان دو لپه ای مشاهده می شود.

کدوم مهره داره که ساکن خشکیه ولی با شش تنفس نمی کنه ؟**

مهره‎داران شامل ماهیها،‌ دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران است.. 


خزندگان – پرندگان - دوزیستان و پستانداران چهار رده ای هستند که در خشکی زندگی می کنند و به انها تتراپود می گویند . یعنی اینکه چهار اندام حرکتی دارند که در ادمی دست و پا نامیده می شوند .
گونه های از دوزیستان اصلا شش یا حتی ابشش هم ندارند .که به ذکر چند نمونه از مهره دارانی که در خشکی زندگی می کنند و بدون شش هستند می پردازیم 
همه ی مهره داران خشکی زی بدون شش که تاکنون شناسایی شده اند به رده ی دوزیستان تعلق دارند . دوزیستان را در سه راسته سمندرها ( دوزیستان دم دار )- قورباغه ها و وزغ (دوزیستان بدون دم ) و سینی لین ها (دوزیستان بدون پا ) قرار داده اند . که در هر راسته نمونه های بدون شش یافت شده است .
(1): از راسته سمندر ها : 
2 خانواده ی پله تودونتیده و هینوبیده دارای گونه های بدون شش هستند .
اکثر گونه های تشکیل دهنده ی خانواده پله تودونتیده شش ندارند و کاملا خشکی زی اند و تنفس انها از طریق پوست و دیواره ی حفره ی دهانی صورت می گیرند . 
کارایی تنفس پوستی با نفوذ مویرگها در اپیدرم و همچنین نازک شدن این لایه در روی مویرگ افزایش یافته است.
البته در دیواره حفره دهانی این جانوران شبکه وسیعی از مویرگهای خونی وجود دارد که به تنفس دهانی حلقی آنها کمک می کند. این گونه ها در مکانهای پر رطوبت زندگی میکنند مثل زیر کنده درختان در شکاف صخره های مرطوب و در غارها .
دو گونه از گونه های تشکیل دهنده خانواده هینوبیده نیز شش ندارند مانند انیکو داکتیلوس جاپونیکوس 
(2):از راسته قورباغه ها :
تنها قورباغه فاقد شش گونه باریو رولا کالیما نتا ننسین است این قورباغه تنفس پوستی دارد و بدن آن نسبت به سایر قورباغه ها پهن تر است که احتمالا به جذب بیشتر اکسیژن کمک می کند و مانع از غلتیدن آن در نهرهای دارای جریان آب سریع می شود .
(3):از راسته سینی لین ها :
گونه بسیار کم یاب اترتوکوانا ایزلتی است که تا کنون دو نمونه از آن شناسایی شده است که شش ندارند این دو زیست بزرگترین مهره دار خشکی زی بدون شش است. این گونه پوستی چین خورده دارد و آب زیست و در نهر های خروشان دارای آب سرد نواحی کوهستان زندگی می کند.

چرا عنکبوت در دام خود گرفتار نمی شود ؟**

● چرا پاهای عنکبوت به تارهایش نمی چسبد ؟
شاید به نظر عده ای آشیانه عنکبوتهای باغ اشرافی ترین خانه ها به حساب آید . زیرا این حشرات خانه های خود را ازتارهای ابریشم مانندی میسازند . شکم عنکبوتها در حکم سازنده این تارهاست . این کارخانه از ۱۲ غده مولد تار تشکیل شده است.
عنکبوت در هنگام تولید تار میتواند هر نوع تاری که خواست تولید کند . زیرا هر تار از مواد خاصی تولید شده و برای انجام کار ویژه ای ترشح می شود .
نحوه تولید تار در عنکبوت بسیار پیچیده است . فقط عنکبوتهای ماده از تار لانه می سازند . عنکبوت برای اینکه بتواند حشرات را در لانه توری خود به دام اندازد , قسمتی از لانه را با تارهای چسبنده می سازد . ولی برای اینکه خودش در تله ای که برای حشرات پهن کرده است اسیر نشود یک نوع تار خشک نیز می تند و برای کلیه فعالیت های خود از آن استفاده می کند .
مرکز لانه و به عبارتی سکوی انتظار عنکبوت کاملا از این نوع تار ساخته شده است . این تارها را یک جفت غده بطری شکل می سازند . از سکوی انتظار تارهای دیگری به صورت شعاعهایی خارج می شوند که از تار خشک ساخته شده اند . توسط این غدد تولید می شوند . اما تارهای چسبنده که به صورت مارپیچ بین شعاعها تنیده شده و از مرکز تا پیرامون لانه کشیده شده اند از دو جفت غده دیگر ترشح می شود یک غده تار خشک تولید می کند و دیگری هنگام خروج تار آن را به ماده چسبناک آغشته می کند .
اگر حشرات  به تور عنکبوت برخورد کنند این ماده به بدنشان می چسبد و اسیرشان می کند . عنکبوت در هنگام فعالیت در لانه به دقت مراقب است تا در تارهای چسبنده خود گرفتار نشود . مهمترین عاملی که عنکبوت را از افتادن در دام خود حفظ می کند ساختمان پاهایش می باشد . با گیره ها و موهایی که در انتهای پاهایش دارد می تواند تارهای خشک را بگیرد .
عامل دیگر را می توان عمودی نبودن یا مورب بودن ساختمان لانه ذکر کرد . این زاویه انحراف از یکسو به عنکبوت امکان استراحت در قسمت پشتی لانه اش را می دهد و از سوی دیگر به وی اجازه می دهد تا از تارهای خشک بالا و پایین برود و با تارهای چسبناک تماس پیدا نکند .

کهن سال ترین درخت ایران ، کدام است؟**

 

“چون فواره سبزی از زمین برشته ابرقو جوشیده و تارك بلند خود را در سینه آسمان فیروزه‌ای فروكشته… “. این جمله‌ای است كه در كتابماركوپولو در ایران آمده است.

حمدالله مستوفی هم می نویسد:” آنجا سروی است كه در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو كشمیر و بلخ شهرتی داشته و اكنون این از آنها بلندتر و بزرگتر است. “

می‌گویند این پیرترین ساكن كویر، ۵ هزارسال قدمت دارد. درختی كه با ۲۵ متر ارتفاع در قلب ایران زندگی می كند. اصولاً سرو، قدیمی ترین موجود زنده جهان است .يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا حَيّاً لاَ يَمُوتُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ

اگر خاطرتان باشد در کتاب های درسی هم به درخت سکویا اشاره شده ( که آن هم از بازدانگان است) و آن را بزرگترین جاندار خشکی های زمین دانسته است) . قدیمی ترین آن ها را در ایالت کالیفرنیای آمریکا پیدا کرده اند و اطرافش پارکی به همین نام ” پارک سکویا” ساخته اند.

درخت سرو ابركوه به عنوان یكی از عجایب خلقت است و خاطرات زیادی را در لابلای شناسنامه چندین هزار ساله‌اش به یادگار دارد. این درخت در طول عمر خود شاهد حوادث تلخ و شیرین زیادی بوده و گویی در اولین لحظه با بیننده زبان به سخن می‌گشاید و حكایت عمر طولانی خودرا همراه با ترنم مرغانی كه در سرگرو شاخسار پر پیچ و خمش نهاده‌اند بازگو می‌كند.

ارتفاع این درخت ۲۵ متر ، دور تنه آن ۱۱/۵ متر و محیط آن ۱۸ متر است. شهرستان ابركوه در ۱۲۰ كیلومتری غرب شهر یزد واقع شده‌است. این درخت کهن‌سال از سال ۱۳۱۲ به عنوان اثر ملي كشور به ثبت رسيده‌است.

شهرت سرو ابرقو و دیگر سروهای كهن ایران، با قلم جهانگردان به همه دنیا رسیده است. سرو چنان نقش اساسی را در فرهنگ و هنر سرزمین ما بازی می كند كه می توان از آن به عنوان نماد ایران باستان یاد كرد. در نگاره های تخت جمشید دیده می شود. در نقش قالی ها و فرش ها كاملاً نمایان است. در ادب فارسی حضوری همیشگی دارد. در همه باغ های ایرانی وجود دارد. روح سرو در نگارگری ایرانی و هم چنین در آیین های سوگواری و شادی همیشه با ماست

پرسش و پاسخ**

چرا هنگام استرس مثلا هنگام امتحانات در دانش آموزان احساس دفع ادرار به وجود می آید؟

گاهی در جریان حالت اضطراب سیستم سمپاتیک بیش از حد تحریک می شود و تنگی رگی محیطی در سراسر بدن و به دنبال آن هیپرتانسیون حاد به وجود می آید. سیاهرگ ها و سایر رگ های بزرگ بدن نیز به شدت تنگ می شوند. این امر خون را به سوی قلب جا به جا می کند و به این ترتیب حجم خون در حفره های قلب افزایش می یابد. بنابراین قلب با نیروی بسیار بیشتری منقبض می شود و باید مقادیر بیشتری از خون را تلمبه بزند. در نتیجه فشار شریانی اقزایش می یابد. چون علت افزایش فشار شریانی افزایش حجم خون است و همراه با افزایش فشار شریانی فشار سرخرگ ششی و دهلیزها هم بالا میرود گیرنده های کششی( گیرنده های فشار کم موجود در دیواره ی آن ها ) تحریک می شوند و در پاسخ به افزایش حجم خون انعکاسی ایجاد می کنند که از دهلیز ها شروع می شود و به کلیه می رسد.اتساع دهلیزها موجب گشادی سرخرگ های آوران کلیه ها می شود( این اثر در سایر سرخرگ های محیطی هم وجود دارد, ولی به طور عادی در کلیه قوی تر است). هم زمان با آن , اتساع دهلیزها سبب ارسال سیگنال هایی از دهلیزها به هیپوتالاموس می شود که به طور انعکاسی , ترشح هورمون ضد ادراری را کم می کند و به طور غیر مستقیم روی عمل کلیه تأثیر می گذارند. گشاد شدن و بنابراین کاهش مقاومت سرخرگ های آوران, سبب افزایش فشار مویرگی گلومرولی و در نتیجه افزایش تصفیه ی مایع داخل لوله های کلیوی, و کاهش هورمون ضد ادراری موجب کاهش جذب مجدد آب از لوله ها می شود و این دو اثر به اتفاق یکدیگر, سبب دفع سریع مایع از طریق ادرار می شوند که وسیله ای قوی برای برگرداندن حجم مایع به مقدار طبیعی است.

 

بیماری هانتینگتون چه نوع بیماری است؟

بیماری هانتینگتون( کره) وجه تسمیه این بیماری به پاس تحقیقات پزشک امریکایی بنام جرج هانتینگتون است که با همکاری پدرش که او نیز پزشک بود ، این بیماری را در یک خانواده نیویورکی پیدا کرد . او این بیماری را به خاطر حرکات رقص مانندی که بیمار از خود نشان میدهد کره (chorea) نامید ( مشتق از کلمه یونانی chros به معنی رقص).

فراوانی بیماری تقریبا یک در ده هزار است . در این بیماری اجسام مخطط که بخشی از ساختار عقده های قاعده ای در درون مغز هستند اسیب می بیند . نورونهای اجسام مخطط پیام های حرکتی قشر مخ را که به عضلات می روند تعدیل می کنند . با آسیب نورونهای اجسام مخطط فعالیت قشر حرکتی مخ افزایش می یابد و بیمار حرکات غیر ارادی از خود نشان می دهد . ژن مسئول این بیماری که در اثر جهش حاصل شده است هانتینگتن نامیده شده ودر روی کرو موزوم 4 قرار دارد . در انسانهای سالم رمز سه گانه CAG  نه تا سو و پنج بار پشت سر هم تکرار شده است ، در صورتی که در افراد بیمار این تکرار بیشتر بوده و حتی به 250 هم می رسد . جالب است هر چه رمز CAG بیشتر تکرار شود بیماری در سنین پایینتری بروز می کند ، همچنین به دلایل نامعلومی تعداد این تکرارها می تواند در یک خانواده از نسلی به نسل دیگر بیشتر شود به و یژه اگر ژن از پدر به ارث رسیده باشد .

فرایند تولید بیماری :

رمز CAG مربوط به اسید آمینه گلوتامین است و در افراد بیمار پروتئین محصول ژن هانتینگتن بیش از 36 گلوتامین دارد و این تعداد غی متعارف باعث تغییر شکل پروتئین محصول می شود که با اتصال این پروتئین به پروتئین طبیعی اختلال در فعالیت نورونهای اجسام مخطط پیش می آید . زنجیره غیرمتعارف گلوتامین ها در پرو تئین غیر طبیعی ایجاد چین خوردگی میکند وساختاری بنام صفحات بتا در آنها تولید می شود ، این صفحات پرو تئین ها را به هم می چسبانند و موجب تجمع انها در نورونهای اجسام مخطط می گردند . از طرفی آنزیم هایی که در حالت طبیعی پروتئین های غیرطبیعی را از بین می برند ، نمی توانند این نوع پروتئینها را در نورونهای اجسام مخطط تجزیه کنند و در نتیجه تجمع پروتئینهای غیر طبیعی مرگ نورونها را فراهم می سازد و باعث بروز بیمار ی می گردد .

توضیح روشن تر مکانیسم بروز بیماری این است که آلل طبیعی ژن هانتینگتون پرو تئینی می سازد که از مرگ بر نامه ریزی شده نورونهای اجسام مخطط جلو گیری می کند ولی آلل جهش یافته با تولید پروتئین غیر طبیعی نورونه

تفاوت هوای باقیمانده با هوای مرده

– هوای باقیمانده، به مقدار هوایی گفته می شود که در عمیق ترین بازدم هم از ششها خارج نمی شود و در نتیجه، جزء ظرفیت حیاتی نیست. هوای مرده، بخشی از هوای دمی است که درون مجاری تنفسی را پر می کند و به ششها وارد نمی شود.

– به این ترتیب، هوای باقیمانده در شش است و هوای مرده در مجاری تنفسی.

– هوای باقیمانده در دم و بازدم شرکت نمی کند ولی هوای مرده در دم و بازدم شرکت می کند.

– هوای باقیمانده در تبادلات گازهای تنفسی با خون شرکت می کند ولی هوای مرده در تبادلات شرکت نمی کند.

– مقدار هوای مرده در حالات مختلف تنفسی یک فرد ثابت و به اندازه حجم مجاری تنفسی فرد است که حدودا یک سوم هوای جاری است؛ یعنی یک سوم ۵۰۰ سی سی، نه یک سوم عمق دم.